الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
347
الأمثل في تفسير كتاب الله المنزل ( تفسير نمونه ) ( فارسي )
در طول زمان بوده باشد ؟ اين سؤال را نيز با توجه به نكته زير مىتوان به خوبى پاسخ گفت و آن اينكه : اگر تمام قوانين اسلام جنبه جزئى داشت و براى هر موضوعى حكم كاملا مشخص و جزئى تعيين كرده بود جاى اين سؤال بود ، اما با توجه به اينكه در دستورات اسلام يك سلسله اصول كلى و بسيار وسيع و گسترده وجود دارد كه مىتواند بر نيازهاى متغير منطبق شود ، و پاسخگوى آنها باشد ، ديگر جايى براى اين ايراد نيست . فى المثل با گذشت زمان يك سلسله قراردادهاى جديد و روابط حقوقى در ميان انسانها پيدا مىشود كه در عصر نزول قرآن هرگز وجود نداشت مثلا در آن زمان چيزى به نام « بيمه » با شاخههاى متعددش به هيچوجه موجود نبود ( 1 ) و همچنين انواع شركتهايى كه در عصر و زمان ما بر حسب احتياجات روز به وجود آمده ، ولى با اينحال يك اصل كلى در اسلام داريم كه در آغاز سوره مائده به عنوان « لزوم وفاء به عهد و عقد » ( يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا أَوْفُوا بِالْعُقُودِ - اى كسانى كه ايمان آوردهايد به قرار دادهاى خود وفا كنيد ) آمده است و همه اين قراردادها را مىتواند زير پوشش خود قرار دهد ، البته قيود و شروطى نيز به صورت كلى براى اين اصل كلى در اسلام آمده است كه آنها را نيز بايد در نظر گرفت . بنا بر اين قانون كلى در اين زمينه ثابت است ، هر چند مصداقهاى آن در تغييرند و هر روز ممكن است مصداق جديدى براى آن پيدا شود . مثال ديگر اينكه ما قانون مسلمى در اسلام داريم به نام قانون لا ضرر
--> ( 1 ) البته در اسلام موضوعاتى شبيه به بيمه در محدوده خاصى وجود دارد مانند مساله « ضمان جريره » يا « تعلق ديه خطاى محض به عاقله » ولى همانگونه كه گفتيم اينها فقط شباهتى به اين مساله دارند .